شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد

105

درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )

حيوانات شكارى و سگها و بوزينه‌ها و يوزها بود و همواره شراب مىنوشيد . . . و در اثر تظاهر او به گناه ، در بين مردم و عمّال و كارمندان حكومت در عصر وى فسق و فجور شايع گرديده بود . در مكه و مدينه ( كه دو شهر مذهبى و مقدس بودند ) غنا و استعمال آلات لهو و نوشيدن شراب علنا انجام مىگرديد » . « 1 » آرى ، در كشورى كه زمامدار آن و آن كس كه ادعاى جانشينى از پيامبر اسلام را دارد ، آن گونه به گناه متظاهر باشد و علنا سگ بازى كند ، مشروب بنوشد ، مجالس غنا و موسيقى ترتيب دهد ، جاى شگفت نيست اگر اين گونه انحرافها در طبقات پايين اجتماع هم سرايت كند و حتى در مكه و مدينه كه پايگاه قدس اسلامى بود ، مردم آشكارا مشروب بنوشند و خوانندگى و غنا انجام دهند ! سعدى در ادبيات فارسى گفته‌اند : اگر ز باغ رعيت ملك خورد سيبى * بر آورند غلامان او درخت از بيخ يزيد و سخن‌گويان رزمندگان مدينه هنگامى كه مردم مدينه در اثر ستمگريها و خونريزيهاى بىحساب يزيد و تجاوزهاى صريح وى به مقررات اسلامى در برابر حكومت شام شورش كردند ، فرماندار وقت آنجا از آنها خواست تا رهبرانشان به شام روند و اعتراضهاى خود را از نزديك با يزيد در ميان گذارند ، شايد او پاسخهاى قانع كننده‌اى به آنها بدهد . سران نهضت كه در رأس آنها عبد اللّه بن حنظله بود اين پيشنهاد را پذيرفتند و جمعى از آنها كه ابن حنظله و عبد اللّه بن عمر و منذر بن زبير هم در ميان آنان بودند ، به سوى شام رهسپار شدند . ابن اثير مىنويسد : « هنگامى كه كاروان مدينه به شام وارد شد ، يزيد آنها را اكرام نمود و به آنان احسان كرد و جوايز بزرگى به آنان داد . به عبد اللّه بن حنظله كه مردى عابد و دانشمند و بزرگوار و شريف بود صد هزار درهم جايزه داد و به عبد اللّه كه هشتاد نفر از فرزندان او هم بودند به هر يك از آنها ده هزار درهم داد . اينان هنگامى كه به مدينه برگشتند معايب و مفاسد يزيد را آشكار ساختند و در برابر مردم مدينه ايستادند و گفتند ما از نزد كسى مىآييم

--> ( 1 ) - مروج الذهب ، ج 3 ، ص 77 .